کامپیوتر

علوم کامپیوتر

سخت‌ترین و خطرناک‌ترین مشاغل دنیای فناوری

همیشه در زندگی گیک ها از بهترین شغل های دنیای فناوری و شادترین شرکت ها گفته شده و اینکه چطور هر سال درآمد بیشتری برای صاحبان این مشاغل رقم می خورد تا تکنولوژی را به جلو ببرند و زندگی مردم را بهتر کنند و ...

اما این سکه روی دیگری هم دارد و آن بدترین مشاغل دنیای فناوری اند. شغل هایی که باز هم در راستای بهتر کردن سطح زندگی و تجربه مردم هستند، ولی کسانی که آنها را انجام می دهند، در معرض یک زندگی غم افزا، روح کُش، فرساینده روان و گاه آسیب رسان به جسم قرار دارند.

در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا با ۹ شغل بد دنیای فناوری روبرو شوید.


۱. پلیس محتوای گوگل

در اینترنت می شود بدترین، مشمئز کننده ترین، خشن ترین و غیر اخلاقی ترین عکس ها را مشاهده کرد ولی تنها برای چند ثانیه یا چند دقیقه می شود به آنها خیره شد.

حال تصور کنید که گوگل به پلیس های محتوا حقوق می دهد تا تمام ساعات کاری شان را به رصد کردن محتواهای اشتراکی در یوتوب و بلاگر بگذرانند و موارد نامناسب را حذف کنند.

یکی از این پلیس ها، ذکر کرده که در مدت ۹ ماه انجام این شغل، پشتیبانی اندکی از گوگل دریافت کرده و سرانجام به رغم قول برای داشتن یک شغل، به او اجازه رفتن داده اند. چه سر انجام خوبی! 

۲. فروشنده مایکروسافت استور

در سال ۲۰۱۲ نیویورک تایمز نوشت که فروشندگی در اپل استورها کار خوبی نیست زیرا این افراد در مقایسه با درآمدهای نجومی اپل، درآمد چندان خوبی دریافت نمی کنند. اما با این حال، آنها لااقل از محصولات اپل لذت می برند -یا خوب بلدند به آن وانمود کنند!

در مقایسه با کارمندان اپل استور، شغل فروشندگان مایکروسافت استورها فاجعه است. توصیف فروشگاه های اغلب خالی و این حقیقت که گاه باید مثل دلقک ها برای مردم رقص گروهی اجرا کننده، فقط کش دادن یک داستان غمناک است.

۳. سازنده پردازنده های سیلیکونی

یکی از بدترین شغل های دنیا شغلی است که بدانید تا چند وقت دیگر وجود نخواهد داشت. چیپ های سیلیکونی هنوز هم از تکنولوژی هایی هستند که تولید بخش اعظم شان در امریکا صورت می گیرد.

خبر بد این است که کارمندان خطوط تولید چیپ های سیلیکونی که به دیدن آنها در لباس های سفید فضایی عادت داریم، تا چند وقت دیگر به طور کامل با ربات ها جایگزین خواهند شد. کاهش اشتغال زایی خطوط تولید پردازنده ها، حتی از کاهش اثرگذاری اینتل در دنیای پردازش نیز سریع تر اتفاق خواهد افتاد. 

۴. مدیر آی تی

شما کارمند بخش آی تی هستید و فکر می کنید عجب شغل مزخرفی؟ رئیس تان از شما هم حال و روز بدتری دارد. CarrerBliss به واسطه نتایج تحقیق جدیدش می گوید شغل مدیر آی تی در صدر ۱۰ شغلی است که افراد شاغل به آن، بیشترین تنفر را از شغل شان دارند. بله مسلما درآمد آن بسیار خوب است ولی فکر نکنید که سهل و آسان به دست می آید. 

۵. تامین کننده ذخیره انبار سایت های آنلاین

آن لوگوی آمازون که طرح یک لبخند را تداعی می کند سر و ته کنید تا شرح حال این افراد شود، زیرا آنهایی که جعبه های محصول را در انبارهای خرده فروشی های آنلاین جایگذاری و طبقه بندی می کنند، زیاد لبخند نمی زنند.

محیط کار باعث می شود این افراد مدام مجبور به کار سریعتر و سریعتر و باز هم سریعتر شوند و استراحت نیم روزی و خوردن یک غذای خوب در آرامش، برای شان آرزو باشد. حتی صدمات فیزیکی هم در این شغل وجود دارد. 

۶. کارمند فروشگاه رادیو شک

اگر فکر کرده اید فروشگاه های مایکروسافت محیط کاری از بد بدتر هستند، صبر کنید. RadioShack از آن هم بدتر است. لااقل در فروشگاه مایکروسافت کارمندان در وقت هایی که مشغول رقص نیستند، با سرفیس ها کار می کنند. اما در فروشگاه های رادیو شک ضمن دریافت کمترین حقوق، همیشه فشار برای رقم زدن بالاترین فروش نیز وجود دارد.

فروشگاه های آن طرف آب مثل اینجا نیست که فروشنده حتی بعد از ورود شما، باز پا روی پا انداخته باشد و سرش را هم بالا نیاورد. بدون فروش خوب از حقوق خوب خبری نیست و باید سخت تلاش کرد. 

۷. متخصص پشتیبانی فنی/مهندس پشتیبانی نرم افزار

پشتیبانی فنی! درست همانجایی است که وقتی فکر می کنید دستگاه های الکترونیکی تان دچار جن زدگی شده اند، شماره اش را می گیرید. در امریکا، پشتیبان های فنی نهمین شغل ناراحت کننده را دارند و البته خسته کننده ترین و یکنواخت ترین را. روزها غیرقابل پیش بینی هستند و نمی دانید امروز قرار است چند نفر سر به سر تان بگذارند، شما را دست بیندازند، یا آموزش کامل استفاده از کامپیوتر را پشت تلفن طلب کنند.

۸. بالاروندگان از برج های مخابراتی

نرخ مرگ و میر شغلی این افراد که باید از آنتن های مخابراتی -گاه خیلی بزرگ و گاه باریک و کوچک- بالا بروند، ۱۰ برابر کارگران ساختمانی است و این شغل را اغلب خطرناک ترین شغل دنیا ذکر می کنند.

با بالا گرفتن جنون 4G و رقابت اوپراتورها بر سر عرضه آن، خطرات این کار هم بالاتر رفته زیرا آنتن های مرتفع شبکه ها باید با تجهیزات جدید به روز شوند، به خصوص که خستگی شغلی ناشی از کار در ساعات شب نیز باعث بی حواسی و کم توجهی این افراد به نکات ایمنی می شود و حوادث را بیشتر می کند. 

۹. کارمند کارخانه تولید محصولات اپل

یکی از بدترین شغل های شرق آسیا است. کارخانه های چینی که در آنها کارگران خطوط تولید به سر هم کردن آیفون ها، آیپدها، مک ها و ... می پردازند، استراحت اندکی دارند و شرایط محیط کار نیز برای شان خوب نیست طوری که بارها خبرهای خودکشی آنها را شنیده ایم و گاه عادی از کنار آن عبور می کنیم. اوضاع در کارخانه های شرکت های دیگر نیز چندان خوب نیست، ولی خب آنها حجم تولید و سخت گیری های کیفی اپل را ندارند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:29  توسط سیدامین غضنفری  | 

روشهایی برای غلبه بر نگرانی و اضطراب

اول با یک فکر آزاردهنده شروع می‌شود که بعد فکرهای دیگری در سرتان ایجاد می‌کند و بدون اینکه بفهمید طوفانی از این نوع افکار در ذهنتان ایجاد می‌شود و باعث می‌شود شروع به غیرمنطقی اندیشیدن کنید و انرژی فکری و جسمی‌تان را به هدر می‌دهید. حالا این دوست قدیمی‌تان برگشته است و غوغایی در درونتان ایجاد کرده است. احتمالاً هیچکدام از ما با این حس و تاثیرات منفی بسیار قوی آن بر زندگی غریبه نیستیم. اما راه‌ها و عادت‌های مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند این نگرانی‌ها را کم کنید و خیلی راحت‌تر با چنین افکاری کنار بیایید.


1. بیشتر چیزهایی که بخاطر آن نگران می‌شوید، هیچوقت اتفاق نمی افتند.

به این جمله از چرچیل توجه کنید: "وقتی به عقب به همه این نگرانی‌ها نگاه می‌کنم، داستان پیرمردی را به خاطر می‌آورم که در بستر مرگ خود گفت که مشکلات بسیار زیادی در زندگی خود داشته است که بیشتر آنها هیچوقت اتفاق نیفتادند."

این داستان زندگی همه ماست. پس وقتی می‌فهمید که نگرانی‌ها کم‌کم در حال نمود است، این سوال را از خودتان بپرسید:

چقدر از چیزهایی که از آن می‌ترسیدم در زندگی‌ام اتفاق بیفتد، واقعاً اتفاق افتاده است؟

اگر شما هم مثل اکثر افراد باشید، پاسختان به این سوال این خواهد بود: خیلی کم.

و آن تعداد کم اتفاقات بد هم به اندازه که انتظار داشته‌اید دردناک نبوده‌اند. نگرانی‌ها دیوهایی هستند که خودتان در ذهنتان می‌سازید. پرسیدن مرتب این سوال از خودتان و یادآور شدن به خودتان که چقدر این نگرانی‌ها کوچک هستند، آرام ماندن قبل از اینکه آن نگرانی به یک طوفانی از افکار منفی تبدیل شود، را بسیار ساده‌تر می‌کند.

2. از گم شدن در ترس‌های مبهم خودداری کنید.

وقتی ترس‌ها در ذهنتان توام با ابهام هستند، خیلی راحت در آن نگرانی‌های افراطی و داستان‌های فاجعه‌آمیزی که برای خودتان می‌سازید، گم خواهید شد. پس برای روشن کردن این افکار از خودتان سوال کنید:

صادقانه و منطقی، بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

وقتی به این سوال پاسخ دادید، زمانی را برای بررسی و فکر کردن به اینکه اگر آن اتفاق بیفتد، چه می‌توانید بکنید اختصاص دهید. تجربه ثابت کرده است که بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد آنقدرها که فکر می‌کنید ترسناک نیست. چند دقیقه وقت گذاشتن برای روشن و واضح کردن این افکار کمکتان می‌کند در زمان و انرژی بسیار زیادی از خودتان صرفه‌جویی کنید.

3. سعی نکنید حدس بزنید در فکر دیگران چه می‌گذرد.

اینکه سعی کنید فکر کسی را بخوانید معمولاً خیلی درست از آب درنمی‌آید. درمقابل خیلی راحت یک داستان خیلی افراطی و فاجعه‌بار در ذهنتان می‌سازد. بنابراین باید راهی انتخاب کنید که به نگرانی‌ها و سوءتفاهمات کمتری منجر شود.

حرف بزنید و چیزی که می‌خواهید بدانید را سوال کنید. با اینکار آزادی بیشتری در روابطتان ایجاد خواهید کرد و با جلوگیری از بروز مشاجرات و منفی‌گرایی ارتباطات شادتری خواهید داشت.

4. در موقعیتی که می‌دانید نمی‌توانید درست فکر کنید، دست از فکر کردن بکشید.

خیلی وقت‌ها وقتی گرسنه‌تان است یا می‌خواهید بخوابید، ذهنتان بسیار آسیب‌پذیر است. به همین دلیل نگرانی‌ها راحت‌تر در ذهنتان پدیدار می‌شود. خیلی وقت‌ها بخاطر همین احساسات ساعت‌های دردناک زیادی را خواهید گذراند.

فقط کافی است که خیلی زود این افکار را بشناسید و به خودتان بگویید:

بعداً که ذهنم بازتر و سرحال‌تر بودم به این مسئله فکر می‌کنم. البته این به کمی تمرین نیاز دارد اما مطمئن باشید که ارزشش را دارد و تفاوت بسیار زیادی در زندگیتان ایجاد خواهد کرد.

5. یادتان باشد، آدمها آنقدرها که شما تصور می‌کنید به شما و درمورد شما فکر نمی‌کنند.

آنها خودشان بسیار مشغول فکر کردن به نزدیکانشان و به این فکر می‌کنند که دیگران درموردشان چه فکر می‌کنند. پس لازم نیست غرق در نگرانی فکر کردن به این شوید که دیگران چه فکری درموردتان می‌کنند. اجازه ندهید این افکار شما را از زندگی‌تان عقب بیندازد.

6. ورزش کنید.

هیچ چیز مثل ورزش کردن فشارهای درونی‌تان را تخلیه نمی‌کند و ورزش باعث می‌شود احساس قطعیت و تمرکز بیشتری هم داشته باشید. بنابراین بااینکه ورزش کردن کمکتان می‌کند جسم قوی‌تری بسازید، اما انگیزه اصلی‌تان برای انجام آن باید فواید عالی و فوق‌العاده آن برای فکر و ذهنتان باشد.

7. نگرانی‌تان را زیر روشنایی ببرید.

با زیر نور بردن آن نگرانی بزرگتان و حرف زدن درمورد آن با یکی از نزدیکانتان، دیدن واقعیت ماجرا برایتان خیلی راحت‌تر خواهد شد. بیرون ریختن نگرانی‌ها تفاوت بزرگی در وضعیتتان ایجاد می‌کند و بعد از مدتی به این فکر خواهید کرد که چه بود که اینقدر برایش نگران شده بودید.

گاهی‌اوقات آن فرد فقط کافی است که به حرف‌های شما گوش کند و گاهی اوقات هم خیلی خوب است که از طرف‌مقابلتان کمک بگیرید تا یک راه‌حل عملی‌تر و مفیدتر پیدا کنید. اگر در آن لحظه کسی را ندارید که با او دومورد نگرانی‌ که ذهنتان را درگیر کرده صحبت کنید، با نوشتن آن را بیرون بریزید. فقط کافی است که آن را به بیرون از ذهنتان بیاورید تا آرام‌تر شوید.

8. زمان بیشتری را در زمان حال بگذرانید.

وقتی زمان زیادی را به زندگی کردن گذشته در ذهنتان سپری می‌کنید، بیشتر دچار نگرانی‌های مربوط به آینده خواهید شد. وقتی هم که زمان زیادی را غرق در آینده می‌شوید، راحت‌تر اتفاقات بد به ذهنتان خطور می‌کند. بنابراین سعی کنید بیشتر وقت و تمرکزتان را صرف زمان حال کنید.

دو راه عالی برای ارتباط برقرار کردن با اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتد عبارتند از:

- سرعتتان را کم کنید. همان کاری که در زمان حال انجام می‌دهید را ادامه دهید اما کمی سرعتتان را پایین بیاورید. با اینکار آگاهی بیشتری درمورد اتفاقاتی که در آن لحظه و در اطرافتان می‌افتد پیدا می‌کنید. 

- قطع کنید، دوباره وصل شوید. اگر احساس می‌کنید نگرانی‌‌هایتان در حال پدیدار شدن است، با فریاد زدن این جمله در ذهنتان به خودتان آن فکر را قطع کنید: دست بردار! بعد با یک تا دو دقیقه وقت گذاشتن برای تمرکز بر اتفاقاتی که در همان زمان و مکان می‌افتد، دوباره با زمان حال ارتباط برقرار کنید. آن را با همه حس‌های خود در آغوش بکشید. آن را حس کنید، ببینید، ببویید، بشنوید و روی پوستتان لمسش کنید.

9. دوباره روی قدم کوچکی که برای جلو رفتن می‌توانید بردارید تمرکز کنید.

برای بیرون ریختن نگرانی‌ها و خالی کردن ذهنتان خیلی خوب است که سریع وارد عمل شوید و برای حل مسائل و مشکلات مربوط به چیزی که باعث نگرانی‌تان شده است قدم بردارید. پس از خودتان بپرسید:

آن قدم کوچکی که می‌توانم همین الان برای بهبود وضعیتم بردارم چه می‌تواند باشد؟ 

بعد روی آن کار متمرکز شوید. بعد از آن می‌توانید به قدم کوچک بعدی فکر کنید و باز وارد عمل شوید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:28  توسط سیدامین غضنفری  | 

جملاتی که مـردان را دیـوانـه می‌کند!

گاهی وقت‌ها، خانم با بکار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد! در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند.


 1. پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید. زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست. 

 2. شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است. ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.

 3. کی می‌خوای کارتو عوض کنی؟
هر مردی از کارش لذت می‌برد یا حداقل برخی از آقایان کارشان را دوست دارند. مثلا بعد از ۲۰سال کار حالا اگر خانواده او انتظار تغییر شغل را از ایشان داشته باشد، پس چه بر سر سلایق و علایقش خواهد آمده؟ شاید اگر هزینه نکند، متضرر نشده و شرایط مالی بهتری را سپری کند.

اما خانم‌ها معمولا به این نکته توجه نمی‌کنند که همسران‌شان به کار و شغل خویش دل می‌بندند و شخصیت و عزت‌نفس خود را در جایگاه اجتماعی و کار خویش جست‌وجوی می‌کنند. پس اگر هر روز درباره کار آقای خانه پشت‌سر هم غر بزنید نتیجه‌ای جز به‌هم ریختن روان همسرتان نخواهید داشت. 

 4. تو هم عین بابات یا خانواده‌ات هستی
اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت‌های مهم زندگی‌تان را فراموش می‌کند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر، مادر، خواهر یا برادر و بقیه افراد خانواده‌اش به این مشکل اجتناب کنید. وقتی چنین جمله‌ای را به کار می‌برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می‌دهید که قصد تحقیر او را دارید.


 


بدیهی است که به کار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده‌اید، اشاره می‌کند. اگر انصاف داشته باشید، با مقایسه خانواده خودتان با خانواده‌های برتر، متوجه خواهید شد که فامیل و اقوام شما نیز در بعضی از مباحث دارای مشکلاتی هستند. 

 5. خودم می‌توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد. همسر شما مانند هر انسان دیگری از این‌که وجود موثر و مفید داشته باشد به خودش افتخار می‌کند. گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد به خوبی انجام نمی‌دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید. بعد‌ها از این‌که نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته‌اید پشیمان خواهید شد، چرا که با این حرف او را دیوانه خواهید کرد. 

 6. مادرم گفت که این کار را انجام می‌دهی
وقتی این جمله را می‌گویید بی‌شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می‌شود؛ این‌که شما در مقابل دیگران، زندگی شخصی‌تان و مشکلات آن را بر ملا کرده‌اید. بدیهی است از آن پس هر چه از دیگران بشنود را به شما نسبت خواهد داد و بعد‌ها به صفت ناخوشایند دهن‌بین هم ملقب خواهید شد. به جای همه اینها، حتی اگر از یکی از اطرافیان‌تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای به‌طور مثال کنترل‌کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. 

 7. مردباش
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایان دردآور نیست. در این دوره و عصر هزاره سوم هیچ شیوه منطقی و ریاضی جهت سنجش اخلاق، دیانت و مردانگی همه اطرافیان‌مان و ازجمله همسر شما وجود ندارد. شاید شما ندانید اما همسر شما به اندازه کافی از به ظاهر رفیقان خویش نامردی و نارفیقی دیده است، پس اگر شما هم به کنایه یا نیش زبان یا حتی بدون هر قصد و غرضی این جمله را به او بگویید.

 8. همیشه این کارو می‌کنی
"آن از وضع غذا خوردنت، این هم از کارهای خانه انجام دادنت و..." با این کار همسرتان را گیج می‌کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از این‌که شوهرتان جوراب‌های کثیفش را در راهرو انداخته است دلخورید به او نگویید تو همیشه همین جوری هستی.

صریح باشید و از کلی‌گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است. برای تغییر یک رفتار به‌خصوص مثلا دیر به منزل آمدن، بی‌توجهی به تکالیف و امور مدرسه بچه‌ها و برنامه‌ریزی جهت تعطیلات آخر هفته سعی کنید، مورد به مورد و مرحله به مرحله با جزیی‌نگری پیش بروید تا حرف‌های کلی شما روان همسرتان را به‌هم نریزد. 

 9. از دستت خسته شدم
"دیگر از دست تو و فرزندانت عاصی شده‌ام. ‌ای‌کاش به تو و خانواده‌ات بله نمی‌گفتم. از دست کارهای تکراری و روزمرگی زندگی‌ام به ستوه آمده‌ام. این، آن زندگی‌ای که من می‌خواستم نبود." این جمله‌ها فقط تیرگی روابط و سردی فضای بین شما را بیشتر خواهد کرد.

البته اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان را به سکته عاطفی برسانید اشکالی ندارد اما برای سازندگی و اصلاح چنین گفتمانی فایده ندارد. برای تغییر شرایط زندگی لازم است ابتدا شرایط پذیرش حرف‌های خود را در همسرتان به وجود آورید نه این‌که با این‌طور حرف زدن او را تا مرز جنون پیش ببرید.

 10. به چی فکر می‌کنی؟
خانم‌ها خیلی کنجکاو هستند آنها باید از تمام افکار و احساسات، علایق، عقاید، گمان‌ها و اشارات شما سر در بیاورند. از سوی دیگر آقایان اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت، آنها را بیشتر راضی نگه می‌دارد.

پس زمانی که همسرتان در حال مطالعه، نوشتن، دیدن، شنیدن موسیقی یا هر کار دیگری است با طرح یک پرسش بی‌ربط، رشته افکارش را از هم پاره نکنید، چرا؟ چون این کار شما او را مرز جنون برده و شما نیز به پاسخ و خواسته خود نخواهید رسید.

ناراحت کردن و از کوره به در بردن آقای خانه شما، به هر دلیل نتیجه دلخواه‌تان را در پی نخواهد داشت. برای او و زمان استراحش احترام قایل شوید. اجازه دهید فقط به اندازه نیم ساعت اول ورودش به منزل را با آرامش سپری کند. این یک روش کاملا کلاسیک زنانه است تا ما مردان را وادار به اعتراف کنند که در آن لحظه خاص به آنها فکر نمی کردیم. این سوال دقیقا در زمانی که از کنار هم بودن لذت میبریم و درست لحظه ای که اصلا انتظارش را نداریم مطرح می شود.


 


این اتفاق آنقدر سریع می افتد که هیج زمانی برای فکر کردن نداریم و قبل از آنکه متوجه شویم متهم به فکر کردن به نامزد قبلیمان می شویم! این سوال روشی بسیار ظریف است تا به ما این پیام را برساند که ما حق داشتن افکار خصوصی را نداریم.

به موارد بالا می توان اینها را هم اضافه کرد:

 سالگرد گرفتن برای هر چیز کوچکی
چرا خانم ها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل می کنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل می آییم. اما صحنه ای را که با آن مواجه می شویم ما را شوکه میکند. چه کار غلطی انجام داده ایم؟ آیا تولدش است؟ آیا تولد خودم است؟ نخیر، امروز سالگرد روزی است که برای اولین بار به یکدیگر نگاه کردیم. خانم های عزیز لطفا دست بردارید. ما همینکه توانستیم روزهای قرارمان را به یاد داشته باشیم کلی هنر کرده ایم.

 گفتن جمله "خوبم" وقتی که ناراحت هستید.
همسرم در حالیکه من در حال تماشای فوتبال بودم جلوی تلویزیون ایستاده بود و به همین دلیل کمی بحثمان شد. از آن پس هرگونه مشکلی را که فکرش را بکنید به یادش آمده است. پرسیدم: خوبی؟ اما او همان جمله منفعل-تهاجمی که معمولا با یک سکوت همراه می شود را گفت: خوبم! اگر از چیزی ناراحت هستید آن را مستقیم بیان کنید تا ما هم بتوانیم آن را حل کنیم. البته راه بهتری هم وجود دارد: لطفا مشکلات را یکی یکی بازگو نکرده و بگذارید ما فوتبالمان را تماشا کنیم!

 بیش از حد بیمار بودن شما
در مراسم ختم، مراسم عروسی، به خاطر فیلم های شاد و غمگین گریه می کنید. ما مردها نمی دانیم در زمانیکه شما تمام پیراهن زیبا و اطو شده ما را با اشکهای خود خیس می کنید، چه کاری می توانیم انجام دهیم. اصلا این همه اشک را از کجا می آورید؟ به عقیده ما مردها، خانم ها می توانند در سال یک روز مخصوص گریه کردن داشته باشند. آنها میتوانند در این روز دور هم جمع شده و تمام ۲۴ ساعت را گریه کنند تا برای ۳۶۴ روز باقیمانده نرمال رفتار کنند.

 مداوم صحبت کردن
ما مردها شنیده ایم که خانمها روزانه حدود ۲۰٫۰۰۰ کلمه صحبت می کنند. خوب برای ما قابل درک است که این وظیفه روزانه باید حتما انجام شود. اما چرا همیشه در بدترین زمان ممکن این کار را میکنید؟ مثلا همسر من، درتمام طول آن مهمانی خانوادگی که واقعا باید صحبت می کرد و آن سکوت اذیت کننده را می شکست ساکت بود و درست زمانیکه من و دوستانم در میانه یک بازی بسیار هیجان انگیز بودیم شروع به تعریف کردن از نحوه نشستن گربه همسایه کنار بوته گل رز کرد!

عذاب آورترین قسمت ماجرا اینجا بود که او داشت به طور مفصل راجع به صاحب گربه که در سوپرمارکت سر خیابان مشغول به کار بود صحبت می کرد. خانم های عزیز، لطفا زمان مناسب برای صحبت کردن را تشخیص دهید و لطفا فقط اصل کلام را بیان کنید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:27  توسط سیدامین غضنفری  | 

چگونه جلوی خرناس (خروپف!) را بگیریم؟!

اگر از آن دسته افرادی هستید که خروپف می کنند، احتمالاً شما تنها کسی هستید که در خانه به خوبی می‌خوابد! در اینجا راه‌هایی برای درمان خرناس پیشنهاد شده که با رعایت آنها هم شما راحت می شوید، هم خانواده‌تان!

از چیزهایی که خروپف را تشدید می کنند، دوری کنید. مثل قرص‌های خواب‌آور، قهوه و خوردن غذاهای سنگین قبل از خواب.

اگر دارویی مصرف می‌کنید، از پزشک خود درمورد اینکه آیا جایگزین داروی دیگری می‌شوند سوال کنید. شاید همین داروها عامل خروپف باشند.

قرص‌های خواب‌آور و سایر مسکن‌ها باعث سست‌شدن ماهیچه‌های گلو و حنجره شده و مجرای هوا را تنگ می‌کنند که نتیجه آن خر و پف شبانه است.

سعی کنید گرفتگی بینی را برطرف کنید. اگر گرفتگی بینی باعث خرناس شماست، می‌توانید از ضد احتقان یا آنتی‌هیستامین استفاده کنید. در صورتی که سرما خورده‌اید یا آلرژی دارد، مصرف این داروها را محدود کنید. چرا که مصرف طولانی مدت آنها مضر است.

غرغره کردن دهانشویه نعنایی در کاهش مخاط بینی و گلو موثر است. بخصوص اگر سرما خورده باشید یا دچار آلرژی باشید.

به بینی خود چسب بینی بزنید تا مجرا را باز کند. این چسب ها در اکثر داروخانه‌ها وجود دارند. آنها را خریداری کرده، دستور عمل روی بسته را بخوانید و چسب را به بینی خود بزنید.

ورزش‌های مخصوص خروپف انجام دهید. زبان خود را تا جایی که می توانید بیرون بیاورید و بعد رها کنید. این کار را ۱۰ بار تکرار کنید.

سعی کنید زبان خود را به چانه بزنید. نگه دارید و رها کنید. این کار را دوباره تکرار کنید. حداقل برای ۱۰ بار.

تا جایی که می‌توانید دهان را باز کرده و لبخند بزنید. ۱۰ ثانیه حالت را نگه داشته و رها کنید. در طول روز هرچقدر که می توانید این حرکت را تکرار کنید. 

با صدای بلند لا لا لا لا بگویید. هر لا را ۳ ثانیه نگه دارید. ۵ بار این کار را تکرار کنید. بعد کا کا کا کا بگویید. بعد از آن ما ما ما ما. این کار باعث تقویت حنجره و گلو شده و جلوی سست شدن را می گیرد.

اگر به پشت می‌خوابید، چندتا بالش زیر سر خود بگذارید تا کمی بالاتر باشید و روی تخت صاف نخوابید. 

یا اینکه سر تخت را بلند کنید. برای این کار می‌توانید چند عدد تخته زیر تخت گذاشته یا زیر هر پایه تخت چندتا دفترچه تلفن قدیمی بگذارید. اینگونه می‌توانید سر تخت را بالاتر بیاورید. 

به پهلو بخوابید. وقتی که به پشت می خوابید، زبان شما به گلو چسبیده و مانع جریان هوا می‌شود. 

یکی از راه‌هایی که می‌توانید خود را مجبور به این کار کنید این است که یک توپ تنیس را به پشت لباس بدوزید تا هر بار که خواستید به پشت برگردید شما را ناراحت کند و مجبور شوید به پهلو بخوابید.

توصیه‌های بالا را جدی بگیرید. رهایی از خرناس‌های شبانه بر اطرافیان شما موثر است، اما تحقیقاتی نیز نشان داده که ریسک بروز بیماری‌های قلبی در افرادی که دچار خرناس‌های شبانه هستند بیش از سایرین است. پس رعایت تکنیک‌های فوق می‌تواند برای خودتان نیز مفید باشد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:26  توسط سیدامین غضنفری  | 

چرا خـانـواده برای ما مهمترین چیز در دنیاست؟

اولین کسانی که در زمان تولد و به محض چشم باز کردن می‌بینیم اعضای خانواده‌مان هستند (البته به جز پرسنل بیمارستان). اولین فرد مادر است که زحمات زیادی را برای به دنیا آوردنمان متحمل شده است. پس از او پدر است که همیشه برای مراقبت از ما آماده است. بعد از آنها هم خواهر و برادرها هستند.


کلمه "خانواده" معانی مختلفی در لغت‌نامه دارد: "یک واحد اجتماعی که با هم زندگی می‌کنند" یا "والدین و فرزندان آنها، بعنوان یک گروه، چه در کنار هم زندگی کنند و چه نکنند". به عبارت گسترده‌تر، خویشاوندان را هم می‌توان به این گروه اضافه کرد. اما خانواده چیزی فراتر از اینهاست. خانواده اولین محیط آموزشی برای هر فرد است.
 


فرد از کودکی تا بزرگسالی همه چیز را در خانواده آموزش می‌بیند. راه رفتن خانواده‌اش را می‌بیند و آن را امتحان می‌کند. حرف زدن آنها را می‌بیند و سعی می‌کند از آنها تقلید کند. کم‌کم نحوه ارتباط را در میان آنها آموزش می‌بیند. همچنین عشق ورزیدن، رفتار کردن، کنار آمدن با زندگی و همه چیز را از خانواده خود یاد می‌گیرد. این مسئله محبت خاصی میان افراد هر خانواده ایجاد می‌کند و باعث می‌شود همیشه برای کمک به همدیگر آماده باشند.


خواهر یا برادرهای بزرگتر به کوچکترها کمک می‌کنند. والدین فرزندانشان را در هر قدمی از زندگی‌شان هدایت می‌کنند تا اینکه مستقل می‌شوند. ۷-۵ سال اولی که در خانواده سپری می‌شود رابطه‌ای عمیق بین همه اعضای آن ایجاد می‌کند و برای همه عمر آنها را کنار همدیگر نگه می‌دارد.

همانطور که همه می‌دانید انسان موجودی اجتماعی است و نمی‌تواند برای مدتی طولانی به تنهایی سپری کند و نیاز به همدم دارد. بهترین همراه و همدم برای او خانواده‌اش است. محبتی که بین اعضای خانواده ایجاد می‌شود در طول زندگی ادامه می‌یابد. به همین دلیل است که دوست داریم هر موفقیتی در زندگی خود را اول با خانوداه‌مان جشن بگیریم. وقتی دچار مشکل می‌شویم، همیشه از آنها کمک می‌‌گیریم و آنها همیشه آماده کمک به ما هستند.


دوستان بعد از خانواده وارد زندگی ما می‌شوند. ممکن است بارها دوستانمان را تغییر دهیم اما هیچوقت دوست نداریم حتی یکی از اعضای خانواده‌مان را هم از دست بدهیم، حتی اگر با آنها تفاوت داشته باشیم. دلیل آن این است که می‌دانیم خانواده‌مان همیشه در کنارمان هستند.

دستگاه خانواده مثل یک زنجیر عمل می‌کند. اعضای جوان‌تر از بزرگترها یاد می‌گیرند درحالیکه والدین هم برای خیلی چیزها به فرزندان خود وابسته هستند. وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند خودشان بچه‌دار می‌شوند، کل چرخه دوباره تکرار می‌شود. اعضای خانواده هر زمان که نیاز داشته باشید برای کمک به شما حاضر می‌شوند. به طرق مختلف از شما حمایت می‌کنند، چه مالی و چه اخلاقی. همیشه می‌توانید مشکلاتتان را با آنها در میان بگذارید تا برای آنها راه‌حل‌های بهتری پیدا کنید.


خانواده یکی از بزرگترین نعمت‌های خداوندی است. خیلی‌وقت‌ها کسانی را می‌بینیم که خانواده خود را از دست داده‌اند. می‌بینیم که اکثر آنها شخصیتی نامتعادل دارند و دلیل عمده آن هم این است که وقتی نیاز داشته‌اند خانواده‌شان کنارشان نبوده است.

افرادیکه خانواده خود را ترک می‌کنند و زندگی تنها را انتخاب می‌کنند معمولاً به بدترین شخصیت‌های اجتماع تبدیل می‌شوند. دلیل آن این است که آموزش‌های لازم را از خانواده دریافت نکرده‌اند. فردی حتی اگر یکی از والدین خود را از دست داده باشد باز هم شخصیت کامل و رشدیافته‌ای نخواهد داشت و همیشه خلائی در وجود او باقی می‌ماند.

خانواده همیشه شما را با همه اشتباهات و ضعف‌هایتان می‌پذیرد و با همه آنها دوستتان دارد. هیچکس دیگری در دنیا اینطور نیست. هیچوقت هیچ چیزی نمی‌تواند جایگزین مهر و محبت مادر، پدر، همسر، فرزند و یا خواهر و برادر شود.


خیلی از جوانان و نوجوانان خانواده را مایه آزار خود می‌بینند و خود را از آنها دور می‌کنند. آنها نمی‌فهمند که خانواده گروهی است که باعث قوی شدن آنها برای رویارویی با دنیا شده است.

محبت متقابل، اعتماد و تقسیم مسئولیت‌ها در خانواده موجب قدرت آن است. همه خوبی‌های ما بخاطر وجود خانواده‌مان است. هیچ چیز در ما ذاتی نبوده، ما ویژگی‌هایمان را از خانواده‌مان آموخته‌ایم. خانواده آنقدر به ما قدرت داده است که با این دنیای وحشی و بیرحم پر از انسان‌های خودخواه روبه‌رو شویم.


با وجود همه اینها می‌توان گفت که خانواده بزرگترین و باارزش‌ترین نعمتی است که خداوند به ما بخشیده است.

پس قدر خانواده‌تان را بدانید و به آنها عشق بورزید!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:20  توسط سیدامین غضنفری  | 

لیست موادغذایی که موجب چاقی شکم می‌شوند

غذاهای چرب چاقتان می‌کند: به همین سادگی؟ همه چیز به همین سادگی نیست. بعضی از مواد غذایی قادرند کالریشان را به بعضی قسمت‌های خاص بدن شما بفرستند. دوست دارید بدانید چه غذاهایی شکمتان را چاق می‌کنند؟


به ‌نظرتان چیزی عذاب ‌آورتر از رفتن روی ترازو و نگاه کردن به وزنی که نشان می‌دهد وجود دارد؟ شاید هم چون شکمتان جلوی دیدتان را گرفته نتوانید صفحه نمایشگر ترازو را ببینید. اشکالی ندارد، زندگی همین است. باید قیمت هر چیز را بپردازید. حتی برای چیزی اینقدر پاک و لذت‌ بخش مثل خوردن! زندگی هیچ غذایی را بدون کالری‌های ناخواسته، بدریخت شدن اندام، بیماری، احساس گناه و پایین آمدن اعتمادبه‌ نفس از آن شما نمی‌کند.

بعضی از موادغذایی هستند که کارشان فقط چاق کردن ماست! درست در همان قسمت‌هایی که بیشترین استرس و خجالت را نصیبمان می‌کند: یعنی ران‌ها، بازوها، غبغب و از همه اینها بدتر، شکم!

 لیست موادغذایی که موجب چربی آوردن شکم می‌شوند

اگر به دنبال لیست موادغذایی هستید که باعث بزرگ شدن شکمتان می‌شود باید بدانید که نمک، کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها بزرگترین متهمان پرونده هستند. وقتی می‌گوییم کربوهیدرات و چربی، منظورمان فقط بعضی از انوع کربوهیدرات و چربی است. کربوهیدرات‌های ساده که هضم آنها آسان است (مثل قندهای تصفیه‌ شده، گلوکز، فراکتوز و ساکاروز) و چربی‌های اشباع و ترانس که متهمان ردیف اول هستند. اما اجازه بدهید ببینیم این موادغذایی چطور دور کمر و شکمتان را بزرگتر می‌کنند.

 چربی‌های اشباع و ترانس

چربی‌ها مهمترین منبع انرژی بدن هستند اما چربی اضافه ‌ای که بعد از سوختن مقدار نیاز بدن باقی می‌ماند است که ما را دچار مشکل می‌کند. از آنجا که این چربی‌ها وقتی در دمای اتاق نگهداری شوند میل به جامد شدن دارند، می‌توانیم تصور کنیم که وقتی در جایی از بدن ذخیره شوند، دسترسی به آنها و سوزاندن آنها بعنوان سوخت بدن کار سختی خواهد بود. بیشتر منابع غذایی غیرگیاهی حاوی میزان بالایی چربی اشباع است و البته برخی چربی‌های گیاهی و روغن‌ها هم شامل آن می‌شوند. این چربی‌ها کلسترول زیادی را وارد بدن می‌کنند و این کلسترول‌های زیان‌بار بر کلسترول مفید در بدن غلبه می‌کنند. هرچه مقدار این کلسترول زیان‌بار بیشتر باشد، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی هم در فرد بیشتر می‌شود. جای تعجب نیست که چاقی و حمله‌ قلبی با هم ارتباط مستقیم دارند. موادغذایی حاوی چربی ترانس عبارتند از:

 فست ‌فود

 اسنک‌های سرخ‌شده غیرخانگی

 شیرینی‌ها

 پاپکورن غیرخانگی کره‌ای

 چیپس

 برگرها

 پیتزا

 موادغذایی کنسرو شده مثل پاستا، سوپ

 سس‌های بسته‌ بندی شده

 غذاهای پخته شده در رستوران

 موادغذایی فریزشده

 لبنیات پرچرب

 کره

 گوشت گاو/خوک/مرغ

اکثر مواقع وجود روغن‌های هیدروژنه در آماده‌ سازی این غذاهاست که مشکل‌ساز می‌شود. این روغن‌ها مدت نگهداری این محصولات را بالا برده و درنتیجه تولیدکننده‌ ها به وفور از آنها در محصولاتشان استفاده می‌کنند. چربی‌های ترانس نوعی از چربی‌های اشباع هستند.

 کربوهیدرات‌های تصفیه‌شده

هضم این کربوهیدرات‌ها آسان است به همین دلیل منبع بسیار خوبی از انرژی فوری به حساب می‌آیند. اما اگر این کربوهیدرات‌ها زیاد استفاده شوند، به چربی تبدیل شده و در بدن ذخیره می‌شود، مخصوصاً در ناحیه میان‌ تنه. موادغذایی که سرشار از کربوهیدرات‌های ساده هستند مثل شیرینی‌ها، دسرها، شکلات و از این قبیل از جمله مهمترین موادغذایی هستند که موجب چربی آوردن ناحیه شکم در خانم‌ها می‌شوند چون خانم‌ها بسیار بیشتر از آقایان از این تنقلات استفاده می‌کنند. موادغذایی اصلی که تحت این دسته نامگذاری می‌شوند عبارتند از:

 شکلات

 شیرینی

 بیسکویت

 کیک

 برنج سفید

 آرد تصفیه ‌شده

 بستنی

 قهوه یا چای (درصورت استفاده از قند یا شکر تصفیه‌شده)

 نوشیدنی‌های قنددار و نوشابه

 قند و شکر

 نمک

متعجبید که چطور نمک باعث چاق شدنتان می‌شود؟ مولکول‌های سدیم موجب می‌شوند که آب دور سلول‌های چربی ذخیره در بدن را احاطه کرده و از این طریق آنها را مستحکم‌تر و البته متورم‌تر می‌کنند. این انباشتگی آب حالت بادکردگی به بدن داده و به سایز کلی بدن اضافه می‌کند. بیشتر موادغذایی کنسرو شده و غذاهای نمک‌ دار حاوی نمک یا سدیم هستند. درکنار اینها، موادغذایی دیگری که نمک فراوان دارند عبارتند از:

 پنیر

 گوشت

 آرد ذرت

 نخود

 سس‌ها

 چاشنی‌ها

 ترشیجات

 صدف

همانطور که می‌بینید، فقط غذاهای قنددار و چربی‌دار نیستند که قطر دور شکمتان را اضافه می‌کنند. نمک هم یک متهم اصلی است. در نتیجه، دفعه بعدی که خواستید ظرف نمکدان را برداشته و روی غذایتان نمک اضافی بپاشید یادتان باشد که این دانه‌های سفیدرنگ تا چه حد موجب چاق شدنتان می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:19  توسط سیدامین غضنفری  | 

لیستی از 10 مرد ثروتمند دنیای فناوری

 همانطور که می دانید نشریه اقتصادی فوربس همه ساله لیستی از ثروتمندترین افراد دنیا را منتشر می کند. در ادامه به اختصار به معرفی ۱۰ فرد اول این لیست که ثروت خود را از راه فناوری بدست آورده اند می پردازیم.


1. بیل گیتس (با ثروتی معادل 77.2 میلیارد دلار)

بنیان گذار شرکت مایکروسافت که این روزها در بنیاد بیل و ملیندا گیتس مشغول امور خیریه است، به کمک جهش مثبت در سهام شرکت مایکروسافت، بار دیگر به صدر فهرست ثروتمندترین افراد جهان بازگشت. طبق آمار سالیانه مؤسسه فوربس طی ۲۰ سال اخیر، او ۱۵ بار به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته شده است.

2. لری الیسون (با ثروتی معادل 49.2 میلیارد دلار)

بنیان گذار شرکت اوراکل که در لیست ثروتمند ترین افراد جهان، جایگاه پنجم را در اختیار دارد؛ اما در دنیای فناوری جایگاه دوم را دارا است. او که از بهترین دوستان استیو جابز بنیان گذار و رهبر افسانه ای اپل بوده، معتقد است بهترین دوران اپل متعلق به گذشته و در دوران حضور جابز بوده است.

3. جف بزوس (با ثروتی معادل 29.9 میلیارد دلار)

بنیان گذار و مدیر عامل آمازون در لیست ثروتمند ترین افراد دنیا در رتبه هجدهم بوده، ولی در دنیای فناوری سوم است. او در سال ۱۹۹۴ متوجه شد که رشد استفاده از اینترنت نسبت به سال قبل ۲۳ برابر شده است! از این رو با ورود به دنیای تجارت اینترنتی در سال ۱۹۹۵ وب سایت آمازون را برای فروش کتاب راه اندازی کرد. او که دوران کودکی پر تلاطمی را سپری کرده بود، در ادامه موفقیت هایش در سال ۲۰۱۳ روزنامه واشنگتن پست را نیز به قیمت ۲۵۰ میلیون دلار خریداری نمود.

4. لری پیج (با ثروتی معادل 29.2 میلیارد دلار)

دیگر بنیان گذار و مدیر اجرایی گوگل، چهارمین فرد ثروتمند دنیای فناوری است. بر خلاف بسیاری از کارآفرینان که از خانواده هایی با سطح تحصیلات پایین به دنیا معرفی شده اند، خانواده او تحصیلکرده می باشند. پدر او دکتر کارل ویکتور پیج، یکی از نخستین دانش آموختگان دکترای علوم رایانه ای از دانشگاه میشیگان و استاد علوم رایانه و هوش مصنوعی در دانشگاه ایالتی میشیگان و مادرش گلوریا پیج، استاد برنامه نویسی رایانه در دانشگاه ایالتی میشیگان است.

5. سرگی برین (با ثروتی معادل 28.9 میلیارد دلار)

او یکی از بنیان گذاران گوگل است و با لری پیج زمانی که در دانشگاه استنفورد مشغول تحصیل در دوره دکترا بود، آشنا شد. سرگی برین دارای خانواده ای تحصیل کرده است. پدر او استاد ریاضیات در دانشگاه مریلند و مادرش از پژوهشگران سازمان فضایی آمریکا، ناسا است.

6. مارک زاکربرگ (با ثروتی معادل 27.2 میلیارد دلار)

یکی از بنیان گذاران و مدیر اجرایی فعلی فیس بوک است و بدون شک امسال خوشحال ترین فرد حاضر در مراسم دهمین سال تأسیس فیس بوک بود. مارک زاکربرگ جوانترین فرد حاضر در لیست ثروتمندترین افراد جهان است.

7. استیو بالمر (با ثروتی معادل 20.1 میلیارد دلار)

از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ سمت مدیر اجرایی مایکروسافت را بر عهده داشت. او که از با سابقه ترین کارمندان مایکروسافت است، در سال ۱۹۸۰ به این شرکت پیوست. او در آن زمان ۳۰ امین کارمند و اولین مدیر تجاری مایکروسافت بود. اجراهای پر شور و حرارت او هرگز از یاد هوادارانش نخواهد رفت؛ اگر چه بسیاری از منتقدان او عقب افتادگی سالهای اخیر مایکروسافت در معرفی محصولات مشتری پسند نسبت به رقیبانش را ناشی از سیاست های نامناسب او می دانند.

8. مایکل دل (با ثروتی معادل 17.6 میلیارد دلار)

بنیان گذار و مدیر اجرایی شرکت دل که رؤیای سنین نوجوانی خود، یعنی ایجاد یک شرکت کامپیوتری را تبدیل به واقعیت کرد، بدون شک یکی از خود ساخته ترین کارآفرینان عصر حاضر است. او تاکنون در حدود یک میلیارد دلار از ثروت خود را از طریق بنیاد مایکل و سوزان دل، صرف امور آموزش و بهداشت نموده است.

9. پائول آلن (با ثروتی معادل 15.9 میلیارد دلار)



او و بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ شرکت مایکروسافت را تأسیس کردند. در سال ۱۹۸۳ آلن بعلت بیماری از شرکت فاصله گرفت. با رشد مایکروسافت و افزایش ارزش سهام آن در بازار، آلن در سن ۳۰ سالگی تبدیل به یک میلیاردر شد. او به همین دلیل تصمیم گرفت روی پروژه های دیگری متمرکز شود. او در صنایع مختلف و متعددی چون نرم افزار، سخت افزار، مخابرات بی سیم و شرکت های رسانه ای زیادی سرمایه گذاری کرده است.

10. چارلی ارگن (با ثروتی معادل 15.4 میلیارد دلار)

چارلی اِرگِن در یکم مارس ۱۹۵۳ به دنیا آمد. وی یکی از مؤسسان و رئیس هیئت مدیره شرکت ارتباطی "اکو اِستار" است که بعدها به "دیش نت ورک" تغییر نام داد. ارگن یکی از چهره های شناخته شده در حوزه تجارت تجهیزات ارتباطی، ماهواره و رسانه محسوب می شود.


برگرفته از : زومیت

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:14  توسط سیدامین غضنفری  | 

دخترخانم ها؛ فریب اینگونه پسرها را نخورید

ازدواج های امروزی، فردمحور تر است. یعنی دختر و پسر پیش از آنکه پای خانواده ها به میان بیاید، تصمیم به شناخت همدیگر می گیرند و وقتی مطمئن شدند این آشنایی عاقبت خوبی در پی خواهد داشت، ماجرا را رسمی و علنی می کنند. اما این آشنایی برای عده ای جدی است و برای عده ای بیشتر فرم دوستی های گذرا را دارد که شاید به ازدواج ختم شود و شاید هم نه!


دختران معمولا تصور می کنند که برای یافتن همسر مناسب باید در یک رابطه احساسی با پسران دخیل شوند. اما واقعیت این است که در اکثر مواقع پسرانی طالب ارتباط دراز مدت، پنهانی، و احساسی و عاطفی با دختران هستند که شرایط ازدواج را ندارند و مایلند این خلاء را با یک رابطه دوستانه با یک یا چند دختر پر کنند و برای این کار از دادن قول ازدواج ابایی ندارند. تفاوتی که بیشتر در دختران و پسران در اوایل جوانی به چشم می خورد در مورد هدف از رابطه دوستی با جنس مخالف است.


عده زیادی از دختران برای همرنگی با دوستان و فاصله گرفتن از سنت ها، به درخواست های دوستی پاسخ مثبت می دهند و امیدوارند که این دوستی به ازدواج ختم شود. در این شرایط، طولانی شدن دوستی، عمق گرفتن آن و نزدیک شدن بسیار زیاد دختر و پسر به هم، برای دختران معنای قطعی شدن ازدواج را دارد. مثلا دختر خانمی فکر می کند حالا که 6 سال با یک نفر دوست بوده، امکان ندارد بتواند بدون او زندگی کند و بی شک طرف مقابل هم او را برای ازدواج در نظر دارد. این در حالیست که از نگاه پسرها ( اگر نگوییم همه، باید بگوییم اکثریت قریب به اتفاق آنها ) طولانی شدن یک رابطه دوستی که خانواده ها از آن اطلاع ندارند، به معنی گذرا بودن آن رابطه است و به محض فراهم شدن شرایط ازدواجشان، یا به محض آنکه با فردی موجه تر و مناسب تر از شما رو به رو شوند، رابطه دوستی شان را خاتمه می دهند.

 دوستی هایی برای پركردن اوقات فراغت

دوستی هایی كه بنا به گفته دختران و پسران جوان بابت آشنایی بیشترشان با جنس مخالف و پر كردن اوقات فراغت به نحوی شادمانه! صورت می گیرد و گاهی برای توجیه عملكرد خود دم از شناخت برای ازدواج می زنند. دوستی هایی كه شروع آن ساده اما عواقب آن سخت جبران ناپذیر است. بخصوص برای دختران كه در این گونه دوستی ها بیشترین ضرر را در قالب شكست عاطفی تا هتك حرمت های اخلاقی باید متحمل شوند.


دوستی های خیابانی، برای دختران نوجوان و جوان به نظر راه شادی است كه آن ها را به سرمنزل مقصود می رساند! اما در واقع بیراهه ایست كه ره به تركستان دارد و جز گرفتار شدن در فحشا چیز دیگری عاید آنها نمی كند. این روش گذران اوقات فراغت در واقع ویروسی خطرناك است كه به جان اندیشه ها و اخلاقیات دختران نوجوان می افتد و آن تفكر ساده خوش گذرانی در اوقات فراغت را تبدیل به عادتی بیمارگونه در ارتباط گیری های نامعقول می كند. منجلاب این گونه گرفتاری ها و عادات غیر اخلاقی كه زاییده دوستی های خیابانی است می تواند انسان را تا مرحله بدنامی و فحشا فرو ببرد.


این پسرها هر روز یک بهانه برای علنی کردن رابطه دارد و امروز و فردا می کند: درسم تمام شود، سربازی بروم، کار پیدا کنم، پس انداز داشته باشم، موافقت خانواده را جلب کنم و...

راه چاره چیست؟

 بدون پنهان کاری و وعده و وعید باید موضوع را با خانواده ها در میان بگذارید.

بهتر است علنی شدن رابطه در روزهای اول آشنایی باشد در غیر این صورت حداقل یک ماه بعد از آشنایی و کسب شناخت مقدماتی از همدیگر موضوع را به خانواده ها اطلاع داده و بقیه شناخت تان را به دوران نامزدی رسمی یا غیر رسمی واگذار کنید.


 

اگر شرایط یکی از طرفین برای ازدواج یا رسمی شدن نامزدی آماده نیست، از همان ابتدا موعدی را برای علنی کردن رابطه مشخص کنید. مثلا دو ماه، سه ماه یا 6 ماه بعد. متناسب با این موعدی که در نظر گرفته اید، شدت و عمق رابطه یا میزان دیدارها و صحبت ها را تنظیم کنید تا رابطه تان همیشه تحت کنترلتان باشد و زیادی عمیق نشود.

 به این مردان اعتماد نکنید

کسانی که از دوران آشنایی چنین رفتارهایی دارند، نه تنها قابل اعتماد نیستند، بلکه شما را برای ازدواج هم در نظر ندارند:

• 
به جای شناخت منطقی شما، سراغ جنبه های احساسی رابطه می رود.

• از آشنایی با خانواده شما طفره می رود.

• عفت را زیر پا می گذارد، درخواست های نامشروع دارد یا درباره مسائل جنسی، تحریک کننده و نا متعارف با شما صحبت می کند.

• مایل است آشنایی تان طولانی شود و برای آن زمان مشخصی را اعلام نمی کند.

• به شما می گوید که درگیر یک رابطه اجباری شده و خانواده اش دختر دیگری را برای او در نظر گرفته اند اما او مایل است از او فرار کند و شما را به همسری برگزیند.

 نقش والدین در پیشگیری از اینگونه روابط

در این میان والدین نقش مهمی در پیشگیری دارند. آنها باید در صورت روبرو شدن با چنین مواردی با یک مشاور مجرب صحبت کنند. چرا که آگاهی، آشنایی و داشتن علم نوین تربیتی برای هدایت فرزندان امری ضروری است. بنابراین آنچه تأثیرگذار و پاسخگو است شیوه های صحیح برخورد است. مطمئن هم باشیم خشونت و رفتار تند والدین نه تنها مۆثر نیست بلکه فرزندان را از خانواده جدا می کند. در کنار خانواده ها، مدارس و صدا و سیما و رسانه ها نیز باید با ارائه برنامه های آموزشی صحیح و کارشناسی روابط پسران و دختران را در حد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء روابط پنهانی و بدون آشنائی را از طریق بررسیهای علمی همواره به آنها گوشزد کنند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:11  توسط سیدامین غضنفری  | 

10 روش برای خانه تکانی ذهن ...

ذهن انسان نمودی از آگاهی ،هوش و تجربیات ماست. ذهن معجزه زندگی ماست که می تواند مسیر پیشرفت و شادابی ما را فراهم آورد و هم می تواند باعث درجازدن، خستگی و بی تحرکی زندگی ماشود.


خانه تکانی ذهن از آن کارهایی است که اگر هر از چند گاهی آن را انجام دهیم احساس سرزندگی و شادابی بسیاری خواهیم کرد. ذهن در واقع ترکیبی از مجموعه اندیشه، ادراک، حافظه، احساسات، امیال، تخیل و کلیه فرایند شناخت ناخودآگاه است برای اینکه ذهن بهتری داشته باشیم کافی است موراد زیر را تک به تک مد نظر داشته باشیم:

 

1. خلاص شدن از آشغال ها
بله در ذهن هر یک از ما دور ریختنی ها و یا به اصطلاح "آشغال" های فراوانی وجود دارد. فراموشی به معنی از دست دادن خاطره ها و تجربه هاست. درحالی که مقصود ما خالی کردن ذهن از آشغال ها و آن چیزی است که به ذهن شما آسیب می زند.

اگر موفق شویم ذهنمان را از آنچه آزاردهنده و بی ثمر است خالی کنیم جا برای فراگیری مطالب جدید باز می شود!

2.تغذیه مناسب
منظور از تغذیه هم جنبه رایج آن یعنی مصرف مواد غذایی ارگانیک و مفید فایده برای ذهن است که متخصصان تغذیه لیست های فراوانی از مواد غذایی مفید برای ذهن ارائه کرده اند و هم تغذیه معنوی مناسب برای یک ذهن اعم از کالاهای فرهنگی شامل کتاب ،فیلم، موسیفی ، تئاتر و... می شود که ذهن ما به آن به شدت نیاز دارد.

3. تمرکز
هنگام انجام هر کاری فقط بر روی همان کار تمرکز کنید. به نظر کار سختی است مخصوصا برای خانم ها، موقع آشپزی ،خرید، کار، تفریح، سخن گفتن با دوستان و... اگر هرکاری که می کنید فقط بر روی همان کار تمرکزکنید و ذهنتان معطوف به همان کار باشد هم کارهایتان را بهتر انجام می دهید هم ذهنتان بهتر عمل خواهد کرد.

4. لحظات ویژه ذهن
تمام تمرینات تمرکزی، یوگا و فنون ویژه ذهن برای لحظاتی است که در آن هیچ کس نباشد. اگربتوانید روزی 10 دقیقه ذهنی خالی داشته باشید . یعنی ذهنی آرام که به هیچ چیزی فکر نمی کند آنوقت یک استراحت عالی به ذهنتان داده اید که زمینه بهبود عملکرد ذهنتان را فراهم کرده است.

برای این کار روزی 10 دقیقه در فضایی که هوا در آن جریان دارد به شکل کاملا راحتی بنشینید و یا دراز بکشید در طول این مدت تنها بر روی تنقس و دم و بازدم خودتان تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید بعد از این زمان احساس آرامش خواهید کرد.

5. نگاهی نو
هر از چند گاهی نگرش به مسائل از دیدگاه تازه زوایای پنهان زیادی را برای ما آشکار می کند و سبب می شود تا تصمیمات بهتری بگیریم.

سعی کنید به مسائل با شیوه ای نو نگاه کنید.

6. ورزش
ورزش مستمر و روزانه باعث بهبود عملکرد ذهن می شود پزشکان تاکید دارند پیاده‌روی منظم و مداوم در تقویت حافظه نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. این متخصصان می‌گویند ۴۰ دقیقه پیاده‌روی آرام به مدت سه نوبت در هفته می‌تواند باعث افزایش اندازه غده هیپوکامپ در مغز ‌شود که بخش حافظه و خاطرات را در این عضو مهم در کنترل دارد و عملکرد ذهن را در انسان حتی با بالا رفتن سن، بهبود بخشد.

7. در کار دیگران دخالت نکنید مگر اینکه کمک بخواهند
بیشتر ما با مداخله در امور دیگران، برای خود و آنها مشکلاتی ایجاد می کنیم. ما معمولاً به این دلیل در کار آنها مداخله می کنیم که معتقدیم راه ما، بهترین راه است. ما تصور می کنیم که منطق ما بهترین منطق است و کسانی که مطابق طرز فکر ما عمل نمی کنند، باید مورد انتقاد قرار بگیرند و به مسیر درست (که همان مسیر ماست) هدایت شوند. این طرز فکر، وجود فردیت را انکار می کند و ذهن ما را خسته و بیمار می نماید.

8. ببخشید و فراموش کنید

این روش، بهترین راه برای رسیدن شما به آرامش ذهنی است. ما اغلب به دلیل اینکه کسی به ما توهین کرده یا به ما ضرری رسانده است، احساسات ستیزگی را در قلب خود افزایش می دهیم. ما شکایت ها و گلایه ها در خود را پرورش می دهیم و نتیجه آن برای ما، تنها بی خوابی، زخم معده و افزایش فشارخون است. توهین یا صدمه ممکن است یک بار اتفاق بیفتد، اما با تشدید شکایات، مدام آن را به خود یادآوری می کنیم. شما باید به سرعت این عادت بد را ترک کنید.

9. خودتان را مطابق با محیط پیرامون خود تغییر دهید
اگر سعی کنید فقط محیط را تغییر دهید، موقعیت هایتان را از دست خواهید داد. به جای آن، سعی کنید خودتان را مطابق با محیط اطراف خود تغییر دهید. به محض انجام این کار، حتی محیط پیرامون تان که با شما سر جنگ داشت، به طور اسرارآمیزی، تغییر می کند و با شما همسو و هماهنگ می شود.

10. به اندازه توان خود مسئولیت به عهده بگیرید
لازم است این پند، همیشه در خاطرتان بماند. ما اغلب تمایل داریم بیشتر از توان مان مسئولیت برعهده بگیریم؛ انگار این امر، ذهن و منیت ما را راضی می سازد، اما شما که حدود خود را به خوبی می شناسید، چرا کار بیشتری را تحمل می کنید که نگرانی بیشتری را برای شما در بر خواهد داشت؟ شما نمی توانید با فعالیت های بیشتر، ذهن خود را به سمت آرامش سوق دهید؛ بنابراین درگیری های اضافی را کاهش دهید و اوقات خود را صرف دعا، درون نگری آرامش وسکوت نمایید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:10  توسط سیدامین غضنفری  | 

نکات کلیدی نگهداری خـودرو برای خـانـم هـا

 این کلیشه را زیاد شنیده ایم که خانم ها چیزی در مورد ماشین نمی دانند و بلد نیستند از آن مراقبت کنند. خوب نظر شما چیست؟ شما در مورد ماشینتان چقدر اطلاعات دارید؟


خانم محترم شاید شما راننده ای فوق العاده هستید، اما رابطه تان با ماشینتان چگونه است ؟ آیا خودتان آن را به تعمیرگاه می برید و به آن رسیدگی میکنید ؟ درباره ماشینتان چقدر اطلاعات دارید ؟ شما باید هرگونه اطلاعات و جزئیاتی که در مورد خودرو و رانندگی مورد نیاز است را یاد بگیرید. چرا که این مسئله به سلامت شما و طول عمر ماشینتان بستگی دارد و البته برای لذت بردن از یک رانندگی خوب باید ماشین روبراهی داشته باشید !


شاید شما بهترین ماشین را بخرید اما اگر ندانید که چطور باید از آن مراقبت کنید خیلی زود از بین خواهد رفت. چون ماشین نیاز به دقت و مراقبت دارد. شما می توانید با رعایت نکاتی ساده از مخارجی سنگین جلوگیری کنید و نیاز نیست که خیلی زود ماشینتان را عوض کنید. لازم نیست که نابغه مکانیکی باشید فقط کافیست راهنمایی های دهگانه زیر را با دقت عملی کنید :

1. با یک ماشین خوب شروع کنید

هر ماشینی برای سال ها کار می کند اگر شما از آن مراقبت کنید، اما برخی از ماشین ها بیشتر مستعد مشکل هستند و مسلم است که ماشین های بهتر گران تر خواهند بود، پس بهترین آن را با توجه به توان مالی خود بخرید.

2. به یک برنامه تعمیر و نگهداری دائمی بچسبید

برنامه تعمیر و نگهداری در کتابچه راهنمای مالک خودرو را دنبال کنید. دقیقا همان چیزی که می گوید را انجام دهید، دقیقا زمانی که می گوید کارها را انجام دهید، و حتی در رسیدگی بهتر و بیشتر اصرار داشته باشید. ممکن است تعمیرکارتان خدمات اضافی توصیه کند، اما اگر در کتاب نیست، نیازی به انجام آن ندارید. به یاد داشته باشید که برخی از اتومبیل ها به سرویس های گران قیمت نیاز دارند. این کار را با دقت پیگیری کنید چرا که خودرو شما قرار است از جانتان مراقبت کند ! اگر برنامه منظمی داشته باشید مکانیکتان در زمان مناسب شمع خودرو، صافی بنزین و لنت ترمز، تسمه، روغن، فیلتر روغن و فیلتر هوا و... را تعویض خواهد کرد.


3. پیدا کردن یک مکانیک قابل اعتماد

با نزدیک شدن پایان ضمانت نامه ماشینتان، به دنبال یک مکانیک خوب بگردید. از دوستان و خانواده پرس و جو کنید و هنگامی که یک مکانیک خوب پیدا کردید، به او بگویید که قصد دارید این ماشین را برای مدت طولانی نگهدارید و به خاطر همین دنبال کسی می گردید که برای بلند مدت با او کار کنید. این کار باعث می شود بفهمد که تعمیرات غیرضروری می تواند شما را از آنجا فراری دهد.

4. ماشینتان را بیمه کنید

ماشینتان را حتما بیمه کنید گاهی حوادث غیر قابل پیشگیری هستند و گاهی هم خسارات زیادی ممکن است به ماشینتان وارد شود، هیچوقت در این مورد کوتاهی نکنید. ضمن اینکه بیمه اتومبیل در ایران از نظر قانونی هم لازم و ضروری است.


5. در رانندگی دقت کنید

سرعت همیشه لذت بخش است و گاهی لازم اما از انجام کارهای غیر منطقی دوری کنید و هوشمندانه رانندگی کنید. با دقت می توانید از آسیب دیدگی که گاهی می تواند خیلی بد باشد جلوگیری کنید علاوه بر هزینه های گزاف تعمیرات ماشین، تازه ممکن است ماشینتان هرگز مثل قبل نشود !

6. ماشینتان را تمیز نگهدارید

رنگ ماشین نه تنها ظاهر خوبی به آن میدهد بلکه از فلز زیرش هم محافظت می کند. ماشینتان را مرتب بشویید و هر 4 ماه یک بار واکس بزنید.
پس از شستن ماشین کاپوت، صندوق عقب و درها را باز کنید و همه چیز را کاملا پاک کنید (با استفاده از یک حوله خشک). موتور تمیز به مکانیکتان یادآوری می کند که شما به خودرو خود، توجه زیادی دارید.


7. به صداها دقت کنید 

همیشه مواظب صداهای عجیب و غریب، بوی غیر معمول، ارتعاشات، و یا هر چیزی که به نظر درست کار نمی کند باشید. اجازه ندهید که یک مکانیک یا نمایندگی به شما بگوید "که طبیعی است" اگر شما سال ها با این ماشین رانندگی کرده باشید، می دانید چه چیزی طبیعی است. این ایده خوبی است که سالی یک بار اجازه دهید دوستتان ماشین را براند. برخی از مشکلات، مانند فرمان فرسوده و یا یک ترمز فرسوده، ممکن است به تدریج ایجاد شده باشد که شما متوجه آنها نشوید. اگر فکر می کنید ماشین مشکلی ندارد اما دوستتان آن را یک تله مرگ می بیند، وقت آن است که به دیدن مکانیک بروید.

8. اگر چیزی خراب شده، سریعا آن را تعمیر کنید

درست است که ماشین با وجود برخی مشکلات همچنان کار می کند اما مسلما این کار موجب فرسودگی آن خواهد شد. پس به محض ایجاد مشکل سریع آن را رفع کنید تا ماشینتان همیشه روبراه باشد.
چیزهای کوچک مانند لوازم داخلی پاره شده، قطعه شکسته، یا اشکالات الکتریکی به تدریج می تواند، ماشینی که دوست دارید را به یک وسیله قدیمی تنفرانگیز تبدیل کند. در رفع این مشکلات هرچند کوچک کوتاهی نکنید تا ماشینتان همیشه نو و جذاب باقی بماند.


9. همه چیز را در مورد ماشینتان بدانید

یک کلاس مراقبت از خودرو و آشنایی با اجزا داخلی ماشین بگذرانید. لازم نیست کاملا استاد شوید ولی اگر بدانید ماشینتان چطور کارمیکند، راحت تر مشکل را تشخیص می دهید و به راحتی کلاه سرتان نمی رود ! شاید موارد جزئی را بتوانید خودتان حل کنید ! خانم ها، بخصوص، در معرض این خطر هستند. دانش قدرت است، از یادگرفتن درباره ماشین نهراسید این تنها یک کلیشه قدیمی است که خانم ها از ماشین سردرنمی آورند !

10. بدانید چه زمانی باید ماشینتان را بفروشید !

درست است که برخی خودروها می توانند برای سال ها بدون مشکل کار کنند، اگر اهل عوض کردن ماشین نیستید، باید بدانید وقتی هزینه های تعمیر و نگهداری آن بالا می رود دیگر زمان تعویض آن فرارسیده است. یا اگر ساختار بدنه ماشین شما در یک تصادف شدید آسیب ببیند، ممکن است تعمیرش مشکل باشد و پرهزینه. پس بهتر است ماشینتان را عوض کنید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:9  توسط سیدامین غضنفری  | 

مطالب قدیمی‌تر